
اشک حسرت
اشک حسرت دیده ام با اشک تر چون بر جمالت خیره شد آه سرد سینه ام از آن نگاهم دیده شد آه سرد و

اشک حسرت دیده ام با اشک تر چون بر جمالت خیره شد آه سرد سینه ام از آن نگاهم دیده شد آه سرد و

آهسته آهسته نشستم برلب ساحل صباحی بادل خسته نوشتم خاطراتم را ولی آهسته آهسته نظر برموج دریا و گذر بر گردش دوران عجب

بهر سرگرمی روزها در فکر من هستی و شب رویای من این همه آشفتگی بهر تو شد سودای من بی قرارم روز و شب، دیگر

پریشان مرغ دل پروازسوی یار می خواهد هنوز برپریشان حالیم دلدارمی خواهد هنوز هرکجا مرغ چمن آوای خوش سرمیدهد او نوای دلنشین تار می خواهد

غزل دیدم به سرکویت تا پرتوی عشق تو به هر دیده عیان است دیدم که سرکوی تو صد آه وفغان است هر رهگذری سوی

غرق تماشای رخ ماه تو دیده ام غرق تماشای رخ ماه تو شد دلم از دیدن این دیده هواخواه تو شد مه روی تو

یاحسین یاحسین ازآن شهامت های تو خواهم نوشت از کمال بینهایت های تو خواهم نوشت زیر بار ظلم ظالمها نرفتی یا حسین گرتوانم ، از

به بهانه نخستین روز پاییز ، غزلی با مضمون پائیزی از مجموعه غزلیات دشت مینا ، تقدیم حضورتان می گردد: نم نم باران پا

تار وپودم ازسر صدق وصفا گویم سخنهای دلم تا به گوش اهل دل باشد ، پیامش حاصلم ای سحر گاهان ترا با ذکر شبهایت قسم

غزل سحرگاهی سحرگاهی زسوزدل سرودم نغمه هایم را نوشتم درد دلهایم که بشنیدی صدایم ر ا صدای دل به گوش تو ندای عاشقی باشد که

اشک حسرت دیده ام با اشک تر چون بر جمالت خیره شد آه سرد سینه ام از آن نگاهم دیده شد آه سرد و

آهسته آهسته نشستم برلب ساحل صباحی بادل خسته نوشتم خاطراتم را ولی آهسته آهسته نظر برموج دریا و گذر بر گردش دوران عجب

بهر سرگرمی روزها در فکر من هستی و شب رویای من این همه آشفتگی بهر تو شد سودای من بی قرارم روز و شب، دیگر

پریشان مرغ دل پروازسوی یار می خواهد هنوز برپریشان حالیم دلدارمی خواهد هنوز هرکجا مرغ چمن آوای خوش سرمیدهد او نوای دلنشین تار می خواهد

غزل دیدم به سرکویت تا پرتوی عشق تو به هر دیده عیان است دیدم که سرکوی تو صد آه وفغان است هر رهگذری سوی

غرق تماشای رخ ماه تو دیده ام غرق تماشای رخ ماه تو شد دلم از دیدن این دیده هواخواه تو شد مه روی تو

یاحسین یاحسین ازآن شهامت های تو خواهم نوشت از کمال بینهایت های تو خواهم نوشت زیر بار ظلم ظالمها نرفتی یا حسین گرتوانم ، از

به بهانه نخستین روز پاییز ، غزلی با مضمون پائیزی از مجموعه غزلیات دشت مینا ، تقدیم حضورتان می گردد: نم نم باران پا

تار وپودم ازسر صدق وصفا گویم سخنهای دلم تا به گوش اهل دل باشد ، پیامش حاصلم ای سحر گاهان ترا با ذکر شبهایت قسم

غزل سحرگاهی سحرگاهی زسوزدل سرودم نغمه هایم را نوشتم درد دلهایم که بشنیدی صدایم ر ا صدای دل به گوش تو ندای عاشقی باشد که
دشت مینا به عنوان سایت اختصاصی و بستر جهانی معرفی و اطلاع رسانی دیوان غزلیات دشت مینا ، متعلق به شاعر و غزلسرای معاصر حیدر علی جمشیدی می باشد. مقدم کلیه پارسی زبانان فرهنگ دوست را گرامی می داریم و از هرگونه نظر ، پیشنهادسازنده استقبال می شود.
مالکیت معنوی و کلیه حقوق و امتیازات این سایت متعلق به حیدر علی جمشیدی می باشد.