سودای غزل
معرفی کتاب
کتاب سودای غزل، اثر شاعر معاصر حیدرعلی جمشیدی، شامل بخشی از سروده های دشت مینا و برخی غزلیات جدیدتر به همراه آثار ارزشمند تک بیتی و دوبیتی ،به همت انتشارات آئین هنر و به شماره کتابشناسی ملی 10162019 به زیور طبع آراسته شده و در دسترس علاقمندان شعر و ادب پارسی قرار گرفته است.
این کتاب با محتوایی دلنشین و در 183 صفحه رقعی با جلد گالینگور، تهیه و تقدیم به جامعه ادب و هنر کشور عزیزمان شده است. به بهانه رونمایی از این کتاب، مقدمه ای به قلم سرکار خانم سوسن حافظی از کاربران فرهنگی سایت دشت مینا و علاقمندان به حوزه ادب و شعر تقدیم حضورتان می گردد:
در توصیف این کتاب که شامل غزلیات،تک بیتی ها و دوبیتی های دل انگیز است.اشعار چونان باغی پرگل، از روح شاعری اصیل، عمیق نگر و سنت گرا برآمده است.
در ابتدا باید از آن عرش بلند سخن گفت که شعر بر آن تکیه زده و شاعر بر آن استوار گردیده است.
شعر آن کلام آراسته ایست که با جادویش، جهان را از بند روزمرگی رها می سازد و کلید زرینی که درهای پنهان روح بشر را می گشاید. و شاعر نیز آن کیمیاگری است که کلام روح و دل را به طلایی ناب تبدیل می کند. و شکی نیست که مقام شعر فراتر از مرزهای زمان و مکان است،در واقع شعر را میتوان به رودخانه ای خروشان تشبیه کرد که درون تاریخ ملت ها جریان دارد.
شاعر نه تنها نظاره گر جهان، که به گونه ای ، معمار آن است. او با واژه هایش کاخهایی می سازد که باد و باران و فراموشی هرگز بر آن ها چیره نمی گردند.
در این عصر پرهیاهو که ماشین بر احساسات انسانی، چیره شده است، شاعر چون نگاهبانی بیدار، پرچم انسانیت را برافراشته نگه میدارد و شعرش ، شمعی است در تاریکی برای روشن کردن راه گمشدگان.
مرتبت شاعر آنچنان والاست که خدایگان ادب، او را پیام آور روشنایی دانسته اند، او که در دل شب های تنهایی ، مروارید های کلام را می جوید و روح جهان را به زیبایی مسحورکننده ای مزین می نماید.
و شاعر بدان سان مقامی بلند دارد، که با احساس و اندیشه به کلمات جان تازه ای می بخشد.چرا که شعرش پل معلقی است میان دو ساحل عقل و قلب، و انسان را به وحدتی ناب دعوت می کند.
احساس، آن دریای مواج درون شاعر است که امواجش گاه خروشان عشق و گاه آرام اندوه، بر ساحل کاغذ می کوبد.و اندیشه این امواج را به گونه ای استوار بدرقه می کند تا بر آن ساحل بخرامد.
شاعر این کتاب اهل اندیشه ایست که در هر بیت، پرسش هایی را از جنس وجود، اجتماع، هنر، و فرهنگ را می کاود و با احساس خویش رنگ و بوئی دلنشین به آن می بخشد.وی که به جایگاه شامخ انسانیت باور دارد، شعر را نه برای تمنیات شخصی، که برای کوچه های پرجنب و جوش زندگی و برای دل تک تک مردم می سراید. جایی که در هر دوبیتی همانند آئینه ای، چهره های واقعی جامعه و احساس و نگرانی هایش را بازتاب می کند و در هر تک بیتی ، تیری به قلب بی عدالتی ها می زند.
و اما غزلیات این کتاب، جان را صفایی تازه می بخشد و روح را طراوتی خاص، چراکه غزل نه تنها زنجیره ای از ادبیات عاشقانه، که رقصی است میان روح و جسم. و اینجا کلمات همچون رقصندگانی ماهر در حلقه قافیه و ردیف می چرخند.
در پایان، این کتاب را میتوان گنجینه ای دانست که شاعر با قلم جادوئی اش ، نگاه انسان به جهان را زیباتر ساخته و دید او را به هستی ، وسیع تر می نماید.باشد که این مقدمه خوانندگان عزیز را به سفری در عمق احساس و اندیشه دعوت نماید.